تبليغاتX
گفتارهای من
وبلاگ شخصی علی اکبر قلمی
      صفحه نخست در باره من گفتارهای من من و شرکت خواندنیها گالری عکس

  اگر چه قصد داشتم که پس از ترک کار در شرکت، دیگر به مسائل شرکت نپردازم و این گونه بحثها را به کارکنان شرکت واگذارم ولی کینه توزان و بدخواهان تا جایی پیش رفتند که نه تنها تا آخرین روزهای خدمتم در شرکت بلکه تا آخرین ساعات آن دست از آزار من برنداشتند و تا توانستند با نیشهای خود مرا مورد التفات قرار دادند. من نیز که عادت نداشته و ندارم که زیر دین این چنین اشخاصی قرار گیرم، بیجا ندیدم که اندکی از محبتهای یکی از این اشخاص را جبران کنم ...             دنباله ...

  آن گونه که در اخبار صنعت برق آمده، آقای مجید صالحی، مدیرعامل سابق شرکت برق منطقه ای خوزستان یا همان «دکتر صالحی» خودمان، به مدیرعاملی سازمان توسعه برق ایران منصوب شده است. اینجانب منکر توانائیهای فنی ایشان نمی شوم ولی چیزی که برایم مسلم شده، این است که در اینگونه انتصابات به تنها چیزی که توجه نمی شود رضایتمندی کارکنان یعنی نیروی انسانی و بدنه کارشناسی شرکتها است...                                   دنباله ...

جناب آقای مهندس معین پور
مدیرعامل محترم شرکت برق منطقه ای خوزستان
  چندی پیش و در آستانه یکمین سال تصدی مدیریت عامل شرکت توسط جنابعالی، از سوی روابط عمومی شرکت پرسشنامه ای تهیه و در بین کارکنان توزیع شد که حاوی پرسشهای بسیاری بود که دو مورد از این پرسشها (بندهای 2 و 5) برای من جالب توجه بود که عیناً آنها را می نویسم:
  2- میزان شایسته سالاری در انتخاب مدیران در سطوح مختلف؟
  5- قدرت رهبری و صلابت در مدیریت و تصمیم گیری؟
  باید گفت که زمانی نیاز به این پرسشها احساس می شود که تغییرات گسترده ای در مسئولیت های شرکت داده شده باشد. مگر جنابعالی چند تغییر در این مسئولیتها داده اید که این پرسش را می کنید؟                                                        دنباله ...

  چندی پیش مطلبی در باره ریخت و پاشهای نومدیر خدمات شرکت در خانه سازمانی خودش نوشته بودم و گفته بودم که این شخص به بهانه تعمیر این خانه، بخشهایی از آن را تخریب و بازسازی کرده بود و یادآوری کرده بودم که این کار خلاف مقررات بوده است. در آن مطلب تصاویری از کارهای انجام شده درج کرده بودم و شماره پلاک خانه را نیز نوشته بودم.                                 دنباله ...

  چند ماهی است که من برای رفت و آمد خود از دوچرخه استفاده می کنم. از این کار خوشم آمده و برایم مفید نیز بوده. از قضا امسال هم از سوی مقام معظم رهبری سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده و من هم از این فرصت استفاده می کنم و ادعا می کنم که الگوی مصرف خودم را به بهترین شکل اصلاح کرده ام زیرا روزانه دست کم دو لیتر بنزین صرفه جویی می کنم  ...                دنباله ...

  در وسط خیابان مجاور در ورودی کارکنان سازمان آب و برق خوزستان (و برق منطقه ای خوزستان) یک بریدگی وجود دارد که اخیراً به منظور پیشگیری از دور زدن خودرو ها و ایجاد راه بند، آن را با بلوکهای بتونی مسدود کرده اند. کار خوبی کرده اند ولی مانند کارهای دیگر بسیار نسنجیده و بدون در نظر گرفتن جوانب کار. بهتر است منظورم را با نشان دادن عکسهایی که از این محل گرفته ام بیان کنم ...       دنباله ...

  در اولین ماههای تشکیل شرکت برق منطقه ای خوزستان،جلساتی تحت عنوان "جلسه وصول مطالبات" تشکیل می شد. در همان اوائل کار متوجه شدم که ترکیب اعضای آن جلسه با ترکیب متعارف آن که از سالها پیش در سازمان آب و برق خوزستان تشکیل می شد تفاوت دارد ...                  دنباله ...

  نزدیک به یک هفته است که این حرفها روی دلم مانده و هر کار که می کنم نمی توانم آنها را بر این لوح مجازی ننویسم. صحبت از سقوط ارزشهایی است که نیاکان ما برای نهادینه کردن آنها کوشیده اند. صحبت از هجوم سهمگین دروغ است که بزرگان ما آن را همتای خشکسالی و دشمن می دانستند و همواره از آن دوری می جستند و در این کار از خدا کمک می خواستند. پس حرف دلم را می نویسم تا ...      دنباله ...

  امروز خیلی عصبانی هستم و این مطلب را در این حالت می نویسم. کاری که معمولاً نمی کنم و اصولاً نباید بکنم ولی چه کنم که اگر نکنم به قلبم آسیب می رسد. حکایت داستان همیشگی است. اینکه در محیط کاری ما کمتر کسی بر سر جای خودش است و در نتیجه کارها به هم ریخته است. حکایت این است که در این چند روزه ...                                             دنباله ...

   چندی پیش مطلبی نوشته بودم تحت عنوان «یک نمونه از تباهی». مطلب در مورد ریخت و پاشهای بعضی از تازه به دوران رسیده های شرکت بود. ماجرا از این قرار بود که در یک سال اخیر، در راستای دهن کجی بعضی از صاحب منصبان شرکت به کارکنان مظلوم و زحمتکش و تحمیل برخی افراد منفور به آنها، شخصی را که در تمامی سنوات خدمت خود جز تملق و تقلب و تباهی چیزی در پرونده خود به جای نگذاشته، به مدیریت خدمات منصوب کردند و ...                    دنباله ...

   همیشه وبلاگ نویسان این نگرانی را داشته اند که باید چه بنویسند تا خواندنی باشد، چه بنویسند که به تریج قبای کسی بر نخورد، چه بنویسند که برایشان پاپوش نسازند و ... اما فکرش را که می کنم می بینم که من در عالم وبلاگ نویسی چقدر خوش شانس هستم که در این شرکت شاغلم چون در محیط کار خود، از سالهای پیش تا کنون آنقدر چیز های جالب توجه دیده ام که با آن می توانم مثنوی هفتاد من بنویسم به طوری که هم خواندنی باشد و هم خلافی مرتکب نشوم چون هر چه می نویسم عین واقعیت است و برای آن مستنداتی نیز دارم ...          دنباله ...

بالاخره «قانون مدیریت خدمات کشوری» یا همان «قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق» پس از سالها کش و قوس و انتظار اجرا شد. اشتباه نکنید. این قانون در همه جا اجرا نشده. افتخار اجرای این قانون فقط در شرکت برق منطقه ای خوزستان و آن هم در زمان مدیریت مشعشع آقای «دکتر صالحی» نصیب شده است. عجله نکنید تا باز دچار اشتباه نشوید. همه این قانون در این شرکت اجرا نشده است بلکه فقط ماده 99 آن اجرا شده. می دانید محتوای این ماده قانونی چیست؟...             دنباله ...

  چند روز پیش تلفن اداره ام زنگ زد و از آن طرف خط به من گفتند که از حراست زنگ می زنند و از من خواستند که خدمتشان برسم. پرسیدم که موضوع چیست و چرا در این روز شرجی باید به آنجا بروم؟ گفتند دلیلش این است که شما درخواست سرویس اینترنت کرده اید. یادم آمد که مدتی پیش نامه ای نوشته بودم و نسبت به محروم بودن خود نسبت به استفاده از سرویس اینترنت شرکت اعتراض کرده بودم و خواهان برقراری مجددد آن شده بودم. بیشتر توضیح می دهم:                            دنباله ...

  چهارشنبه شب گذشته (۲۸/۵/۸۸) آقای احمدی نژاد توی تلویزیون داشت در باره اعضای کابینه اش توضیح می داد و ضمن صحبتهایش در مورد هر کدام از وزرا اظهار نظری می کرد. یکی از جالب ترین اظهار نظر هایش در مورد آقای کامران باقری لنکرانی، وزیر بهداشت و درمان کابینه نهم بود. در باره او گفت: او مثل هلو می مونه. آنقدر دوست داشتنیه که آدم دلش میخواد اونو بخوره!!
  امروز من داشتم به شرکت خودمون فکر می کردم که به ذهنم رسید این شرکت مثل خوشه انگور می مونه ...                                  دنباله ...

  گاهی با خودم فکر می کنم که چرا وضع محیط کاری ما اینچنین است؟ فقط می گویم «اینچنین» چون می دانم که شما خودتان تا آخرش را می خوانید. همه می دانند که اینجانب به خاطر ارتباطاتی که با دیگر شرکتهای تابعه وزارت نیرو و همکاران شاغل در آن جاها دارم تا حدود زیادی با اوضاع و احوال آنها آشنا هستم. بر اساس این آگاهی به جرأت می گویم که در هیچ کدام از شرکتهای دیگر این قدر تنش و اعتراض و نارضایتی و شکایت وجود ندارد ...                              دنباله ...

  در حدود دو هفته پیش در قالب برنامه های صعود سراسری کارکنان وزارت نیرو، صعودی به قله دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد صورت گرفت. این قبیل برنامه ها از جمله نادر برنامه های مفیدی هستند که در تشکیلات دولتی صورت می گیرند ولی متأسفانه در شرکت ما به خاطر سوء مدیریت حاکم بر ورزش همین برنامه مفید به صورت یک چالش و عذاب روحی برای کارکنان تبدیل شده است...    دنباله ...

  سازمان ما از دیرباز جزء مؤسساتی بوده که دارای خانه های سازمانی بودند و در چند نقطه از شهر مجتمع های مسکونی سازمانی داشته است که چشم و چراغ آنها کوی بوستان است. واگذاری خانه سازمانی تقریباً تا پانزده سال پیش ضابطه مند بود و مطابق جدولی به پرسنل متقاضی امتیاز داده می شد و در دفتری در اداره خدمات به ترتیب امتیازات ثبت می شد. در میان ساکنان کوی بوستان از مدیر گرفته تا کارمند غیر کارشناس ساکن بودند ...                         دنباله ...

به بهانه طرح مسائل مسکن سازمانی در وبلاگ یکی از کارکنان سازمان
  مسکن سازمانی و نحوه تخصیص آن از دیرباز یکی از بحث انگیز ترین مسائل مبتلا به ادارات و شرکتهای دولتی بوده است. بر اساس مشاهدات و سابقه ذهنی ما این طور به نظر می رسد که در کشور ما، نخستین بار این تسهیلات از سوی خارجیان به کار گرفته شده است زیرا قدیمی ترین خانه های سازمانی را در مناطق نفتخیز و یا در جوار ایستگاههای راه آهن ...            دنباله ...

  از حدود دو سال پیش که شایعه انتقال دکتر صالحی به تهران قوت گرفته بود، هر روز یکی از شرکتهای وابسته به توانیر بر سر زبانها می افتاد که در نظر است ایشان به آنجا منتقل شود. البته این شایعات را بیشتر افراد دور و بر خودش ساخته و پرداخته می کردند. مثلاً یک روز می گفتند اوضاع شرکت «سانا» خیلی درهم و برهم است و قرار است ایشان بروند و آنجا را سر و سامان بدهند. و روز دیگر می گفتند که با رفتن آقای مهندس بهزاد از سازمان توسعه برق ایران قرار است او را به مدیرعاملی آنجا منصوب کنند و الخ ...                                                      دنباله ...

  در صفحه نخست  نشریه "پیک برق" (نشریه داخلی شرکت توانیر)، شماره 680 خبری مبنی بر اجرای مراسم تودیع و معارفه مدیران عامل پیشین و کنونی سازمان بهینه سازی مصرف انرژی ایران (سابا) درج شده بود. پیش از ادامه مطلب این توضیح را بدهم که مدیر عامل جدید این شرکت آقای مجید صالحی مدیر عامل پیشین شرکت برق منطقه ای خوزستان است ...             دنباله ...

  جند ماه پیش، در میان نظراتی که خوانندگان وبلاگم می نویسند با نظراتی مواجه شدم که از سوی شخصی با نام مستعار شاهد نوشته می شد. این شخص بعد از اندک زمانی اعلام کرد که خودش وبلاگی با نام «زبل خان» راه انداخته و به قول خودش به مسائل سازمان آب و برق خوزستان و شرکت برق منطقه ای می پردازد. آن هم چه پرداختنی!! خلاصه هرچه از دهانش در آمد به هر که خواست گفت. متأسفانه انگشت اتهام بعضی ها به سوی من دراز شد ...                 دنباله ...

... دکتر صالجی خودمان که معرف حضورتان هست؟ بعد از ذکر نام این آقا با عنوان دکتر در روزنامه جام جم، ما که در کوران کار قرار داشتیم متوجه عمق فاجعه نشدیم ولی اون بیچاره هایی که دود چراغ خورده بودند و راست راستکی دکتر شده بودند. حسابی خونشون به جوش اومد. شنیدم که دسته دسته، دست به دامن نمایندگان مجلس می شدند و درخواست تدوین چنین طرح قانونی را می کردند...                      دنباله ...

  چندی پیش در مطلبی، تصدی مدیر عاملی شرکت را به آقای مهندس معین پور تبریک گفته بودم و نسبت به مخاطراتی که این گونه مناصب برای اعتبار و پیشینه آدمی دارد هشدار داده بودم. این هشدار را سربسته گفته بودم. گاهی اوقات وقتی که انسان در کوران انجام کاری قرار می گیرد، ممکن است متوجه روی دادن بعضی اتفاقات نشود. مثلاً ممکن است غافل شود ...               دنباله ...

  در مطالب پیشین خود که در مورد مسائل شرکتمان نوشته ام تقریباً همه اش انتقاد کرده ام و شاید عجیب به نظر برسد که روزی از یک مدیرعامل شرکت تعریف کنم. این بار می خواهم این کار را بکنم. اخیراً آقای مهندس معین پور به مدیرعاملی شرکت برق منطقه ای خوزستان منصوب شدند. ایشان در همه جا به حسن خلق و تواضع شهرت دارند و ...                          دنباله ...

  بالاخره انتظار چند ماهه کارکنان شرکت برق منطقه ای خوزستان به پایان رسید و چهار شنبه دوم بهمن مجلس تودیع مدیرعامل پیشین و معارفه مدیرعامل جدید شرکت برگزار شد. من پیشتر هم گفته بودم که در طول خدمت نسبتاً طولانی خود مدیران بسیاری دیده ام ولی هیچگاه ندیده بودم که کارکنان شرکت تا به این اندازه برای رفتن مدیرعامل خود اشتیاق داشته باشند و لحظه شماری کنند...   دنباله...

  اوایل سال جاری بود که دیدم همکاران یک نسخه از روزنامه جام جم را دست به دست می گردانند و این مطلب را که تصویرش را برایتان اسکن کرده ام به یکدیگر نشان می دهند و می خندند. ابتدا از خندیدن آنها تعجب کردم ولی خوب که دقت کردم دیدم بحث روی عنوان دکترای این آقاست. یکی می گفت اشتباه چاپی است. یکی دیگه می گفت: خبرنگار روزنامه خواسته یک حالی به طرف بده. دیگری می گفت نخیر این کاملاً حساب شده است و...                                      دنباله ...

  نمی دانم حکایت آن «جاشو»ی شرور را شنیده اید یا نه؟ راستی یادم آمد که بعضی از خوانندگان این مطلب معنی «جاشو» را نمی دانند. توضیح می دهم: در دریانوردی یک اصطلاح هست به نام «جاشو» که به معنای کارگر غیر متخصص کشتی ها و لنج ها است. این کارگران زحمتکش در سلسله مراتب کارکنان کشتی، پایین ترین جایگاه را دارند.   دنباله ...

  مدتی است که در شرکت ما اخبار نا خوش آیندی دهان به دهان می گردد که حسابی دارد حال ما را می گیرد و دل و دماغی برایمان باقی نگذاشته است. خلاصه کلام: شایعات از آن حکایت دارند که عن قریب مدیر عامل شرکت برق منطقه ای خوزستان از شرکت ما می رود. دیدید چه خاکی بر سرمان شد؟ آمد به سرم از آنچه می ترسیدم!! دیدید آخر حسودان بیکار ننشستند و ...                     دنباله ...

  در این چند سالی که شرکت برق منطقه ای خوزستان تشکیل شده است اطلاعیه ها و نامه نگاریهای «قسمت ورزش» شرکت دارای یک ویژگی جالب است. نمی دانم به این نکته دقت کرده اید یا نه؟ بیشتر توضیح می دهم:...                                                              دنباله...

   آدم وقتی در اوضاع و احوال شرکت برق منطقه ای خوزستان دقیق می شود به یاد گفته آن شاه فرومایه قاجار می افتد که یک جایی گفته: "همه چیزمان مثل همه چیزمان است". وقتی می گویم در شرکت برق منطقه ای خوزستان بیشتر کارها ناشیانه، غیر کارشناسی و گتره ای است فوراً تیرها را در چله کمان می گذارند و به سوی من هدف می گیرند. من برای ادعای خود دلایلی دارم ولی مدعیان من ...                                          دنباله...